سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
شهر من گمشده است اردکان
وبلاگ حرف هایی خودمانی است در مورد شهرم حرف هایی که شاید به تعداد شهر های ایران قابل تکرار باشند
جمعه 95 بهمن 22 :: 10:6 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

راهپیمایی بیست و دو بهمن فرصتی است برای نمایش اتحاد ملت ایران 

مردمی که با همه مشکلات کوچک بزرگ کشورشان با کم کاری عده ای از مسئولین و اختلاس عده ای دیگر چشم بر آنها بسته با امیدواری به مسئولین متعهد و چشم به آینده ای روشن  در این مراسم با تفکرات و سلایق گوناگون سیاسی شرکت می کنند تا ضمن نمایش اتحادشان دشمن را نیز نا امید کنند. اما امان از مسئولین قدر نشناس که با اشتباهات بچه گانه خود مردم را دلسرد می کنند 

مخاطب اصلی جناب فرماندار است که با رفتار کودکانه خود مانع سخنرانی سخنران محترم می شوند تا مردم با خود بگویند ما با بزرگواری و با مشکلات گوناگون در این مراسم شرکت کردیم اما فرماندار محترم نتوانست و نخواست گام کوچکی در جهت اتحاد بردارد مگر نه این که:

*این سخنران در مراسم های گوناگون مذهبی با جمعیت زیاد سخنرانی می کنند آیا این سخنران برای سخنرانی عزاداری حضرت زهرا صلاحیت دارد اما برای جشن انقلاب نه!

*افراد شرکت کننده در راهپیمایی یا حداقل کسانی که اخبار را پیگیری می کنند می دانستند که سخنران چه کسی است پس حتما جناب فرماندار هم می دانستند آیا ایشان نمی توانستند روز قبل با رایزنی و محترمانه سخنران را تغییر دهند و حتما می بایست چنان دیکتاتورگونه رفتار کنند  که در سالگرد انقلاب ما را به یاد شاه ملعون انداخت و البته به لطف دولت تدبیر به یاد دکتر عباسی و سخنرانی های لغو شده ایشان

*عجبا از شهر کوچک ما که  در آن  انتقاد از یکی از سران فتنه که جرمشان حداقل به قدری ثابت شده است که در شورای امنیت ملی و حکم دادستانی ممنوع التصویر شده اند می تواند شما را ممنوع السخنرانی کند به راستی ما کجا زندگی می کنیم جایی که در آن چندین مسئله زیست محیطی جدی وجود دارد و وضعیت فرهنگی که نیاز به برنامه ریزی جدی دارد اما مسئله اصلی فرماندار آن این است که از یک شخص در سخنرانی انتقاد نشود 

کاش می شد از سخنران محترم درخواست کرد تا در ایام فاطمیه در سخنرانی های خود بخشی را به سخنرانی محذوف امروز خود اختصاص دهد و یا متن آن را را در فضای مجازی منتشر کند تا مردم بدانند فرماندار محترم نگران بوده اند چه به گوش مردم نرسد و همچنیفرماندار بدانن در دنیا تبادل سریع اطلاعات دیگر فرصتی برای رفتار قلدرمآبانه نیست 

و کاش فرماندار اینگونه پاسخ حضور گرم و پر شور مردم را نمی داد

 




موضوع مطلب :
چهارشنبه 94 اسفند 5 :: 7:28 صبح ::  نویسنده : دختر کویر

 سالها قبل نظریه ای ارائه شد مبتنی بر نظریه توهم توطئه و در ایران این نظریه چون چماقی بالای سر هر استکبار ستیزی وجود داشته و البته دارد . هر چند که این روز ها با گذر زمان و برملا شدن راز های تاریخ به عده ای که گوش شنوا داشته باشند ثابت می کند که  توهم توطئه خود یه توطئه است برای خواب خرگوشی عده ای ساده لوح .

اما امروز می خواهم پرده از بیماری خطرناک دیگری بردارم از همین ریشه توهم . بیماری که باعث می شود منتقدان را بیسواد و بی شناسنامه و لبو فروش و..... بخوانیم . بیماری که باعث می شود کوچکترین انتقادی را تخریب بنامیم و نام این بیماریم توهم تخریب است .

علائم توهم تخریب بیش از همه در رئیس جمهور محترم نمود دارد اما باید عرض کنم نمونه عجیب دیگری از آن نیز در شهرستان ما وجود دارد. در شهر کوچک ما آقای تابش نماینده مجلس شورای اسلامی در طی 16 سال گذشته است و البته کاندید این دوره از مجلس. شواهد توهم تخریب در جناب تابش از این قرار است که ایشان کوچکترین نقدی را بر نمی تابند و عمیقا اعتقاد دارند اینها  خط تخریب است که نمی دانم از کجا خط می گیرند و غیره . 

در سایتی به سادگی از ایشان خواسته می شود تا کپی مدارک تحصیلی خود را منتشر کنند و نتیجه شکایت از سایت است .

در سایت دیگری فیلمی از کارگرانی منتشر می شود که سالیان است حقوق خود را از کارخانه ای طلبکارند اما مسئولی را پاسخگوی درخواست خود نیافته اند و بعد مدیر سایت از طرف نماینده محترم مورد شکایت واقع می شود. 

جناب نماینده ، به خداوند خدا قسم انتقاد سازنده است و البته می تواند باشد به شرطی که شما کمی فقط کمی ظرفیت پذیرش انتقاد را در خود بالا ببرید . 

انتقاد می تواند باعث بهبود عملکرد شما شود تا خود 74 سالگی نماینده اردکان باشید پس لطفا در درمان این بیماری (البته همه گیر در میان مسئولین ) خود کوشا باشید.

توهم تخریب بیش از هر چیزی شما را تخریب می کند و بیش از پیش به فضای خفقان آلود شهر دامن می زند.

توهم تخریب بیش از پیش مردم را دلسرد می کند .

یامن اسمه دواء وذکره شفاء




موضوع مطلب :
سه شنبه 94 مهر 14 :: 10:27 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

شاید برای شما خواننده عزیز وبلاگ این موضوع تکراری باشد و بعد از سخنان رئیس جمهور در باب بی سواد و ..... خواندن منتقدان شبیه این مطلب را زیاد خوانده باشید اما متاسفانه شهر کوچک من در سیاست زدگی شاید شهر اول دنیا باشد و شاید صد ها نفر با این تفکر ناب که انتقاد توهین است در شهر ما زیست می کنند این را برای همشهریانم نوشته ام هر چند که به اندازه ایران قابل تعمیم است. 

اگر منصف باشیم هر فرد در زندگی روزانه خود در تعاملش با افراد متوجه می شود آن کسی بیشتر و بهتر باعث پیشرفت حقیقی اش شده که منصفانه و رو در رو عیب هایش را تذکر داده و کاستی ها را بیان کرده است  مخصوصا اگر این کار را مخفیانه و پنهانی انجام دهد . در این گونه مواقع اگر گوش شنوایی داشته باشیم روز به روز عماکرد بهتری خواهیم داشت و انسان تر می شویم چنان که به گفته پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : بهترین برادرانِ شما ، کسى است که عیب هایتان را به شما هدیه دهد .

اما اگر گوش شنوایی نداشته باشیم چه ، اگر اطرافیانی داشته باشیم که با دو دست خود گوشهایمان را گرفته باشند تا صدای منتقدی را نشنویم و وقتی گوش هایمان آزاد می شود هم همه تملق باشد چه؟ اگر اطرافیان ما افرادی باشند که با نگاه سیاست زده خود هر انتقادی را جناحی فرض کرده و آن را توهین تحقیر و تخریب می نامند چه ؟ 

آیا اگر این فرصت را برای بهترین دوستانمان یعنی کسانی که می خواهند عیب هایمان را به ما هدیه دهند فراهم نکنیم ، اگر هر انتقادی را با تیغ تخریب و توهین و سیاست زدگی سر ببریم بهترین دوستانمان ساکت خواهند نشست 

باید بگویم متاسفانه یا خوشبختانه نه 

امام على علیه السلام می فرمایدهر کس عیب تو را برایت آشکار کرد ، او دوست توست پس اصلا نشانه دوستی آشکار کردن عیب هاست پس دوستان همه سختی ها و ناملایمات را به جان می خرند و عیب ها را فریاد می زنند به امید روزی که پرده دستان تملق گو پاره شود و هر چند صدایی ضعیف به گوش ما برسد .

به راستی که اگر حقیقت بین باشیم این افراد کسانی اند که باید همراه همیشگی ما و طرف مشورت ما باشند .

و چه کنیم که در فضایی زندگی می کنیم که نه تنها تفکر انتقادی را به فرزندانمان آموزش نمی دهیم بلکه اگر منتقدی هم پیدا شود حضور او را بر نمی تابیم اما باید بدانیم روزی خواهد رسید که حسرت گذشته را خواهیم خورد حسرت حرف هایی که نشنیدیم و حسرت انتقادهایی که توهین تلقی کردیم.




موضوع مطلب :
یکشنبه 94 خرداد 24 :: 1:12 صبح ::  نویسنده : دختر کویر

امروز در سطح شهر بنری را دیدم که به شهروندان یادآوری می کرد استفاده از پیاده رویی بدون سد معبر حق شماست

و من به این فکر کرم مگر زندگی در کشوری با مسئولینی صادق حق مانیست؟

   و مگر انتقا کردن بدون متهم شدن به بی سوادی و بی شناسنامه بودن و.... حق مانیست؟

  و مگر حق ما نیست که فعالیت های اقتصادی کارخانه های اطراف شهرمان که با منابع و معادن شهر ما کار می کنند شفاف و پاک باشند

مگر اصلا هوای پاک حق مانیست ؟

مگر حق ما نیست که محله هایمان سطل زباله داشته باشند ؟

مگر حق ما نیست که جلسات شورای شهرمان قانونی برگزار شود ؟

و آیا ما به این حق ها رسیده ایم که حالا شهرداری نگران حق ما در مورد سد معبر شده است ؟

به نظرم دولت  تا جایی  حق مردم را محترم می شناسد که برای گرفتنش بتواند یقه گروهی دیگر از مردم را بگیرد و اما اگر مجبور شود حتی به اندازه سوزنی مردم را در برابر خودش محق بداند ابدا و هر گز!




موضوع مطلب :
پنج شنبه 94 اردیبهشت 24 :: 11:46 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

نمی دانم میشود ادعای فرهنگ داشت و برای وقت مردم ارزش قائل نشد؟

نمی دانم میشود ادعای کار فرهنگی و مقابله با تهاجم و فرهنگی داشت و بعد جلسه را با تاخیر یک ساعت و ده دقیقه ای شروع کرد؟

نمی دانم می شود معتقد بود که در این مملکت هیچ کار فرهنگی تا حالا برای تهاجم فرهنگی نشده و ما حالا می خواهیم با برگزاری یک جلسه با سی مخاطب و البته با یک ساعت تاخیر برای فرهنگ کاری کنیم؟

نمی دانم میشود هم فکرانمان سالها فریاد گفتگوی تمدن ها سر بدهند و حالا یک دفعه ما ادعای مقابله با تهاجم فرهنگی بکنیم؟

این سوال ها در حاشیه برنامه ای با مضوع فردوسی و شاهنامه خوانی که با یک ساعت و ده دقیقه تاخیر آغاز شد و به ناچار بنده به دلیل برنامه ریزی قبلی فقط بیست دقیقه اولش را استفاده کردم و(البته به اضافه یک ساعت و ده دقیقه انتظار)در ذهنم ایجاد شد.

کاش کسی به مجریان ما یاد بدهد من لم یشکرالمخلوق آیه ی قرآن نیست کاش کسی بگوید توی بزرگداشت فردوسی چه بخوانیم که مناسب باشد و این حرف ها




موضوع مطلب :
سه شنبه 93 اسفند 26 :: 8:33 صبح ::  نویسنده : دختر کویر

چند روزی است که خبری مبنی بر تصمیم اعتصاب معلمان یزدی مرتب شنیده می شود و حتی این معلمان عزیز سعی کرده اند علاوه بر خود خانواده ها را نیز درگیر کنند و از مردم متدین خواسته اند برای نهی از منکر مسئولین پانزدهم فروردین فرزندان خود را به مدرسه نفرستند و البته فرموده اند با توجه به تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب به مسئله آموزش و پرورش و بی توجهی مسئولین دیگر نمی توان به امید ولایت مداری مسئولین نشست:

می خواستم بگویم چرا همه  وقتی کارشان  گیر می کند تازه ولایت مداری و تدین می شود برایشان  مسئله در همین آموزش پرورش ما در مدارس شهرستان ما خبر های زیادی به گوش می رسد از معلمانی که سر کلاس :

نداشتن ماهواره را عقب ماندگی می دانند

ولایت فقیه را اصلی متحجرانه می دانند

در اثبات خدا برای نوجوانان در می مانند

با آرایش و شلوار قرمز به مدرسه می روند

در نماز جماعت جز چند تایی شرکت نمی کنند

وقتی از انها خواهان توجه بیشتری به مسائل فرهنگی می شود پاسخ می دهند ما به درس بچه ها می رسیم و دیگر وقتی برای این چیز ها نداریم

این وقت هاا نمی دانم تدین و ولایت مداری کجا می رود و لی حالا برای اثبات حق بودن عمل خود از تدین مردم و ولایت مداری مسئولان سخن می گویید ؟

ژاپن کشوری است که برای ما تکنولوژیش را مثال می زنند برای ما مثال می زنند که بعد از سونامی مردمش توی صف می ایستند و کمک ها را تحویل می گیرند و هر کس اموال پیدا شده را به دولت تحویل می دهد اما بد نیست بدانیم ژاپن علاوه بر تکنولوژیش که به دلیل فرهنگ کار و تلاش مردمش در صدر قرار دارد در ساخت فیلم پورنو نیز در صدر کشور های سازنده است و هنر پیشگان این فیلم ها دختران جوانی هستند که از آینده شغلی خود مطمئن نیستند مثل معلمان و پرستارها ......

لینک خبر: از برتری در تکنولوژی تا برنری در تولید فیلم پورنو و البته این خبر مربوط به سال پیش است

 




موضوع مطلب :
چهارشنبه 93 اسفند 6 :: 7:26 صبح ::  نویسنده : دختر کویر

به بهانه پخش دوباره سریال خانه سبز

.

.

.

.

الکی مثلا من روزنامه ام

از شوخی بگذریم این روزها سریال خانه ی سبز در حال باز پخش است سریالی که سعی کردنکته هایی  برای بهبود روابط در خانواده با زبانی شیرینی و هنرمندانه به تصویر بکشد و احتمالا در ذهن بیشتر بینندگان تلویزیون در آن سالها خاطره خوبی به جا گذاشته است .

من به خاطر می آورم که در دوران نوجوانی  این سریال جزء برنامه هایی بود که خانوادگی تماشایش می کردیم و و البته همگی لذت می بردیم اما این روزها که دوباره می بینمش فکر می کنم:

این سریال در آن روزها به ما یاد می داد که

می شود فرزند یکی یکدانه بود و خواهر و برادری نداشت اما خوش بخت بود و شاد و راضی .

می شود فرزندانت هیچ خاله و دایی نداشته و حتی عمه و عمو نداشته باشند اما تو اصلا به این موضوع فکر نکنی و برایشان ناراحت نباشی

می شود تک فرزند بود و هیچ یک از مشکلاتی که این روزها روانشناسان می گویند گریبان فرزندان تک را می گیرد به تو آسیبی نرساند

اصلا می شود تک فرزند بود و از همه  ی بچه های خانواده های چند فرزنده شاد تر بود خوشبخت تر بود و راضی تر

نمی دانم چرا آن روزها هیچ کس به شادی های فرید شک نکرد هیچ کس شک نکرد که مگر می شود تا این حد تنها بود و در عین حال شاد نمی دانم چرا آن روزها کسی نگفت تک فرزندی آفت است و هزاران مشکل در پی دارد چرا کسی نگفت کار زنان در بیرون از منزل موجب تمایل به تک فرزندی می شود و همه از این که تلویزیون ک زن وکیل را که صاحب یک خانواده شاد بود به تصویر کشیده شده است ذوق زده بودند

از این سوال ها زیاد است و من بیشتر از این ها به پیام های ناقص و شاید غلطی فکر می کنم که امروز از تلویزیون و در سریال ها منتشر می شود و سال های سال بعد شاید به اشتباهاتشان پی ببریم

مراقب آن چه می بینیم باشیم .....

 

 




موضوع مطلب :
1   2   3   4   5   >>   >   
درباره وبلاگ

آرشیو وبلاگ
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 11
کل بازدیدها: 45235

عنوان لوگوی شما



>