سفارش تبلیغ
صبا ویژن
شهر من گمشده است اردکان
وبلاگ حرف هایی خودمانی است در مورد شهرم حرف هایی که شاید به تعداد شهر های ایران قابل تکرار باشند
جمعه 90 دی 23 :: 11:37 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

برای بحث منطقی نه البته جدل نیاز به یک منطق ثابت وجود دارد حداقل این نیاز هست که دو طرف بر روی حرف هایشان پایبند باشند به شدت بی نتیجه خسته کننده و عذاب آور است که با کسی بحث کنی که هر لحظه از حرف قبلی خود باز می گردد

برای مثال ادعای قانون مداری می کند و علنا قانون گریزی می کند و حتی برای کسی که با افتخار قانون را زیر پا گذاشته سینه چاک می کند

از یک طرف شعار مرگ بر ا ص ل و ل ای ت ف ق ی ه می دهد و از طرف دیگر برای رهبر نامه می نویسد و فریاد می زند که چرا احمدی نژاد به سخنان رهبری عمل نمی کند

از نبود آزادی می نالد شعار زنده باد مخالف من سر می دهد ولی خود تاب کمترین انتقاد را ندارد

دم از حماسه ملی و حضور گسترده ی مردم در انتخابات می زند و بعد می گوید این حماسه وقتی شکل می گیرد که فلان فرد باشد انگار درکش از مفهوم ملی یک فرد است نه همه ی افراد یک کشور

از تخریب دلسوزان انقلاب می نالد فریاد سر می دهد که غیبت نکنید و تهمت نزنید اما در دوره ای خودش بیش از همه دوستداران آن روزهای آن انقلاب تحریب شدند چرا چون این به نفعشان بود

عجیب است کار کردن و حرف زدن با کسی که هیچ منطقی ندارد

گاه با خود می اندیشم چه شد که کلام امام حسین در روز عاشورا در آن لشکر چند هزار نفری جز بر روی عده ای محدود اثر نکرد وقتی دم مسیحایی امام نتوانست زنده اشان کند خودشان فرمودند که شکمهایتان از مال حرام پر شده است

من می کوشم حق گرا باشم نه فرد گرا وقتی طرفدار فردی مجبور می شوی هر روز یک حرف بزنی هر روز بهگونه ای عمل کنی که مطابق منافع خود و حزبت باشد ولی وقتی طرفدار حق شدی آنگاه که ولایت فقیه را حق یافتی آنوقت حق می شود ملاک تو برای تشخیص حقیقت افراد آنوقت حتی اگر هم حزبیت یا بهتر بگویم حتی خود رئیس جمهور مثلا محبوبت برخلاف حق عمل کرد می توانی فریاد بزنی و یا دور او خط قرمز بکشی.....

هرکه با حق است رستگار می شود

با حق و یا حق




موضوع مطلب :
جمعه 90 دی 23 :: 11:18 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

با ریختن خون عزیز ما، تایید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست   .بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما ازمرگ نمی ترسیم ؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید . دلیل عجز شماست که در سیاهی شب ، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می کردید؛ مباحثه می کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است ! منطق اسلام تروررا باطل می داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تایید می شود. صحیفه امام خمینی جلد هفتم




موضوع مطلب :
جمعه 90 دی 16 :: 10:13 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

     قانون اساسی جمهوری اسلامی مصوب همه پرسی یازدهم و دوازدهم آذر ماه سال 58 هجری شمسی و مصوبات شورای بازنگری قانون اساسی مصوب همه پرسی ششم مرداد ماه سال68 هجری شمسی، تنها دو وظیفه مهم و خطیر بر عهده نمایندگان مجلس (منتخبین ملت) قرار داده، آن دو وظیفه عبارتست از:

   1-نظارت بر عملکرد سایر قوا

2- قانونگذاری

مطابق اصل پنجاه وهفت قانون اساسی که به صراحت بیان نموده : سه قوه مجریه، قضائیه و مقننه مستقل از یکدیگرند و این استقلال به جهت جلوگیری از استبداد و خودکامگی اشخاص و گروهها و احزاب و …. تبیین گردیده لذا نمایندگان مجلس شورای اسلامی نمی توانند در قوه ی مجریه و قضائیه دخالت نمایند پرسش این است که آیا واقعاً نمایندگان مجلس و از جمله نماینده ی شهرستان ما در قوه مجریه و قضائیه دخالتی ندارند؟ آیا به اصل تفکیک قوا مصرح در قانون اساسی پایبند هستند؟ مطمئنا خیر

 

متاسفانه وعده‌های انتخاباتی  نمایندگان آنها را مجبور به ورود به مسائل اجرایی و چانه‌زنی با دولت برای تخصیص بودجه بیشتر برای مناطق مختلف می‌کند. نکته جالب توجه در این است که معمولا نمایندگان به مثابه یک استاندار یا رئیس جمهور با حضور در بین اقشار مختلف مردم حوزه انتخابیه خود برای اجرای پروژه های عمرانی و مسایل دیگر وعده می‌دهند و در صورتی که پروژه‌ای در آن مناطق اجرا شود طوری جلوه می‌دهند که این نماینده مجلس توانسته این پروژه را به مرحله اجرا در بیاورد در صورتی که اگر این نماینده هم نبود باز هم این پروژه اجرا می شد منتها در نوبت خودش در واقع این نماینده ها با نفوذ خود در دولت مانع اجرای عدالت نیز می شوند.

و نتیجه این می شود که شهری مثل اردکان به دلیل ایجاد اشتغال بیش از نیاز شهرستان باید پذیرای خیل عظیمی از کارگران غیر بومی باشد که این موضوع نیز مشکلاتی به خصوص مشکلات فرهنگی را ایجاد کرده است.

به نظر شما منطقی نبود تا میزانی از این ایجاد اشتغال  برای مثال در شهر تربت حیدریه انجام می شد تا نه این کارگران برای پیدا کردن شغل از شهر خود خارج شوند و نه اردکان متحمل مشکلات ناشی از نیروهای غیر بومی باشد.این معنی ارجحیت تعصب بر عدالت و تفکر منطقی است. این یعنی ناسیونالیسم همان چیزی که علیه آن شعار می دهیم ولی وقتی پای منافعمان در میان باشد می شویم یک ناسیونالیست واقعی.

 




موضوع مطلب :
چهارشنبه 90 دی 14 :: 9:9 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

با توجه به تبلیغاتی که این روزها در مورد خدمات آقای تابش به اردکان انجام می شود و حتما حالا حالا ها ادامه خواهد داشت ترجیح دادم اول به بررسی وظایف نماینده مجلس بپردازم

اول یک مثال تصور کنید فردی که مهارت خاصی در لوله کشی دارد بشود رئیس یک شرکت ساختمانی حالا به جای اینکه مدیریت کند نیرو ها را هماهنگ کند و وظایف مدیریتیش را انجام دهد صبح به صبح برود سراغ لوله کشی  هرچه بهش میگی آقای محترم وظیفه شما مدیریت است می گوید نه من با این لوله کش ها آشنا هستم اگه اونجا باشم بهتر کار می کنن یا این که کار من از همه ی لوله کش ها بهتره . بهش میگی بابا این طوری شرکتت نابود میشه شما که بلد نیستی مدیریت کنی برو همون لوله کش بشو قبول نمی کنه آخه ایشون عاشق مدیریت و خدمت به مردم هستن  بعد طرفدار هایش هم بیان داد بزنن که به به چه مدیر ی چه لوله کشی آلبالو شفتالو

خب عاقبت این شرکت چی می شه شاید چند تا خونه با مهارت ایشون به خوبی لوله کشی  بشه اما کم کم این شرکته نابود میشه و خلاص

تازه این مثال با این فرض که طرف لوله کشی بلد باشه نه اینکه از کانون های قدرت و ثروت استفاده کنه.....

اگه گفتین در مثال چرا از شغل لوله کشی استفاده شده بود؟(جایزه داره )

تکلیف اول: برای شروع بحث تقاضا دارم به سایت آقای تابش سری بزنید و دو متن pdf با عنوان آیینه تلاش رو بخونین تا بعد نگین از کجا آقای تابش به وظایف نمایندگی شون عمل نکردن....

تکلیف دوم: هر کی با آقای تابش رفیقه نه از طرفداراشون هست یه بار بره دفترشون و به طور حضوری ازشون بپرسه ایشون در تصویب کدام قوانین نقش خاص و ویژه ای داشتن (نه فشردن یک دکمه که اگر بدو.ن اطلاعات باشد همان بهتر که فشرده نشود...)

خودم می خواستم برم اما راستش ترسیدم فقط همین...(ایا اعتراف به ترسیدن نقص حساب می شود؟ )

 




موضوع مطلب :
چهارشنبه 90 دی 14 :: 7:49 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

چه حضور گرم و پر شوری بود ؟

خیلی ها را می دیدی که اشک می ریختند وقتی فریاد می زدند این گل پر پر ز کجا آمده ؟

"ای شهید! ای آنکه بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود برنشسته‌ای! دستی برآر و ما قبرستان ‌نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش."شهید آوینی

-------------------

کاش یک بار برای همیشه این مشکل بلند گو ها حل می شد؟

کاش مسئولان شهر با برنامه ریزی دقیق تری این مراسم را برگزار می کردند؟(من اطلاعاتم قدیمیه بفرمایید وظیفه کجاست که بلند گو ها سرویس بشوند تا در اکثر مواقع نیاز خراب نباشند و خراب نشوند) 

 




موضوع مطلب :
یکشنبه 90 دی 11 :: 9:8 صبح ::  نویسنده : دختر کویر

حیفم اومد این مطلب رو نگذارم هرچند سیر مطالبم به هم میخوره ولی جالبه برای اوناییکه فکر می کنن تابش اصلاح طلبه غافل از اینکه

رئییس فراکسیون اقلیت به عنوان اصلاح طلب شناخته نمی شود:

به گزارش مشرق ،صادق زیبا کلام فعال سیاسی اصلاح طلب و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت وگو با  فارس گفت:

به دو دلیل در انتخابات مجلس نهم ثبت نام نکردم. دلیل اول این است که اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی کنند و بنابراین بنده هم داوطلب نمایندگی مجلس آتی نشدم.  دلیل دومم این است که اگر به فرض اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم شرکت می کردند و بنده هم ثبت نام می کردم، ردصلاحیت می شدم.

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال که تاکنون اکثر اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم داوطلب نمایندگی شده اند، تصریح کرد: هیچ گروه اصلاح طلبی که به معنی واقع کلمه اصلاح طلب باشد و صبغه دوم خردادی داشته باشد، اعلام نکرده در انتخابات مجلس آتی شرکت می کند.

 وی در پاسخ به این سؤال که چرا حزب مردم سالاری که یک گروه اصلاح طلب است وارد انتخابات مجلس نهم شده و جمعی دیگر از اصلاح طلبان مانند خانم راستگو و کواکبیان و ... داوطلب نمایندگی مجلس شده اند؟ گفت: این گونه افراد و گروه ها را اصلاح طلب توصیف نمی کنم، بلکه اینها را غیراصول گرا می دانم. فکر نمی کنم هیچ گاه کواکبیان، راستگو و ... گفته باشند اصلاح طلب هستیم و فکر نمی کنم طرفداران اصلاح طلبان این افراد و گروه ها را اصلاح طلب بشناسند.

البته حرف ها آقای زیبا کلام برای ما سند نیست ولی اینکه در درون گروه اصلاح طلبان اینان که امروز به انزوا می روند باز هم تلاش می شود گروه خود را کوچکتر کنند و به دو گروه اصلاح طلب و غیر اصول گرا تبدیل شوند جالب و قابل تامل است.




موضوع مطلب :
شنبه 90 دی 10 :: 12:53 عصر ::  نویسنده : دختر کویر

 بنده در مطلب قبلی گفتم آنچه باعث شده تابش سه دوره متوالی نماینده مجلس شود وابستگی ایشان به خاتمی می باشد ولی از آنجایی که تلاشم بر این است که از مسیرحق خارج نشوم تصمیم گرفتم دلیل های دیگری را که در این انتخاب پیاپی موثر می دانم ذکر کنم و در پست های بعد به شرح هر یک بپردازم.

  • وابستگی تابش به خاتمی که دلیل غیر قابل انکاری است.
  • او به واسطه این وابستگی و نفوذی که ناشی از آن است دست به اقداماتی برای اردکان زده است که توانسته مردم (البته نه همه را) تا حدی راضی نگهدارد.
  • تاثیر تعصبات قومی در آرا مردم اردکان
  • نا آگاهی سیاسی مردم اردکان در مورد وظایف نماینده مجلس و توجه نکردن به این نکته که مهم ترین وظیفه یک نماینده قانون گذاری است نه پیدا کردن کار برای پسر بنده با استفاده از نفوذ....
  • پنجمین دلیل که به طیف مخالف تابش بر می گردد این است که در طی این سالها این گروه ها نتوانسته اند به یک جمع بندی و یا اتحاد برسند و گزینه ای را معرفی کنند که مورد توافق اکثریت مخالفان تابش یاشد والبته در میان این گروه ها به دلیل وجود افرادی که هر یک خود را وزنه ای می دانند و هیچکدام حاضر به پذیرفتن حرف دیگری نیستند تفرقه افکنی و اقدامات خلاف اخلاقی نیز روی می دهد که جای تاسف دارد.

البته این ترتیب به معنی بیان اهمیت نیست و در باب اهمیت هر یک بعدا سخن خواهیم راند.

از دوستانی که درباره این وبلاگ اظهار لطف (از هر نوعی) فرموده اند تشکر می کنم و تقاضا دارم برای کامل شدن این لیست دلایلی که هریک از عزیزان در ذهن دارند به آن بیافزایند تا با بررسی همه آنها به یک تحلیل درست برسیم.

کاش خود آقای تابش وبلاگ های اردکانی را رصد می کردند شاید خود ایشان بتوانند بهترین دلیل ها را ارائه دهند

 




موضوع مطلب :
1   2   >   
درباره وبلاگ

آرشیو وبلاگ
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 23
بازدید دیروز: 48
کل بازدیدها: 80675

عنوان لوگوی شما



>